
این روزها به تمام معنا روزهای شلوغی شده ، بالا رفتن حجم کارم و کارهایی که باید موازی هم به فاصله کوتاه تحویل دهم ، امتحان زبان دو هفته دیگرم ، فوت یکی از اقوام نزدیک و اصرار خودم به سر زدن مداوم به خانواده عزادار ... آنقدر شلوغ که حتی گاهی برای کارهای شخصی خودم مثل حمام رفتن یا مرتب کردن لباسهای روز بعد ، باید برنامه ریزی کنم و با خودم فکر کنم چه وقت به این کارها برسم بیشتر در وقتم صرفه جویی کردم ؟... جنس این شلوغی ها را خیلی دوست دارم ، از اینکه همه چیز در یک جهت منظم در حال حرکت و پیشرفت هست لذت میبرم . . . دیروز برای مسافرت ماه بعد برنامه ریزی کردیم ، از الان با تصور دراز کشیدن زیر آسمان پر ستاره کویر کلی غرق لذت میشوم . . . در واقع این اولین مسافرت من به کویر خواهد بود . . .
امروز به چند تا جمله قشنگ برخوردم ، یادداشت کردم که بعدا در دفترم وارد کنم ، یادم آمد وبلاگ دارم ! گفتم نقدا اینجا بنویسم تا بعد .
Failur is simply the opportunity to begin again more intellegently
(Henry Ford)
In this life we cannot always do great things.But we can do small things with great love
(Mother Teresa)
پی نوشت 1 : از دوستانی که برای پست قبلی نظر داده بودند معذرت میخوام که تایید نکردم و بستم ... در واقع اون پست درگیری های ذهنی خودم بود در یک لحظه خاص. . .
پی نوشت 2 : چند وقت پیش فیلم Bitter moon رو دیدم ... هیچکس از این فیلم خیلی خوشش نیومد ولی برای من جالب بود چون شخصیت "اسکار" را در یکی دو تا آدم در دنیای واقعی دیدم و حتی چند تا از دیالوگهای اسکار در فیلم را از زبان آنها شنیده بودم . . . خوشحالم که در سن کم با اون آدمها روبرو شدم و تا تهشونو رفتم ... شاید اگر اون روزها نبودند هیچوقت قدر خوبی آدمهای این روزهامو نمی فهمیدم ... به سایت imdb سر زدم ببینم در مورد این فیلم چی گفته به چند تا دیالوگ جالب برخوردم ... :
Oscar: In the eyes of every woman, I could see the reflection of the next
Oscar: Everyone has a sadistic streak, and nothing brings it out better than the knowledge you've got someone at your mercy
پی نوشت ۳ : این نقاشی رو خیلی دوست دارم ، حس رسیدن پاییز رو به من منتقل میکنه ، هر چند هنوز فرصت نشده که برم و ازش لذت برم.