تبليغاتX
یادداشت های لیلی - پراکنده گویی !

یادداشت 1 : هفته پیش امتحان کذایی زبان رو دادم و رفت پی کارش . . . در سالهای اخیر اینقدر تحت فشار نبودم که این دو هفته ی آخر بودم . . . با اینکه به نظر خودم نتیجه خیلی رضایت بخش نخواهد بود ، ولی نمیدونم چرا هرچی فکر میکنم دیگه برام خیلی مهم نیست !

 یادداشت 2 : مسافرت اجباری یک روز و نیمه خیلی چسبید . . . وقتی برگشتم حس میکردم ده روزه که تهران نبودم . . . چند ساعتی توی کوههای بیستون تنهایی چرخیدم . . . اگه سمت غرب ایران نرفتید برید یه سر بزنید ، هم طبیعت کوهستانی قشنگ میبینید هم کلی آثار باستانی دیدنی و . . .

 یادداشت 3 : بالاخره موفق شدم که یک کلاس یونگ شناسی خوب پیدا کنم . . . سر کلاس موقعی که بحث به آدمهای گذشته زندگیمون رسید در حین بحثهای بچه ها آنچنان خشمی در وجودم شعله ور شد که خودم هم هاج و واج مونده بودم . . . باورم نمیشد که بعد از یک سال و نیم از گذشت اون روزها ، و با وجود خوبی و شادی این روزها هنوز هم  تنفر من نسبت به یک نفر اینقدر داغ و تازه باشه که با تلنگری بیرون بریزه . . . در این که من هرگز اون آدم رو نبخشیدم شکی نیست ولی . . .

 یادداشت 4 : تا فیلم " آواز گنجشکها" رو بر نداشتند اگر ندیدید برید ببینید . . . بین فیلمهای اخیر واقعا قشنگ بود ، خلاصه از ما گفتن بود .

 یادداشت 5 : مشکل جدی کمبود وقت دارم ، با اینکه فقط 6 ساعت میخوابم ولی به کارهای مورد علاقم نمیتونم برسم . . . همش فکر میکنم اگر کار نکنم وقتم کلا مال خودم میشه و میتونم با فراغ بال حال زندگیمو ببرم . . . ولی کو جرات ول کردن کار ؟

 یادداشت 6 : کتاب "طراحی نظم" را با N  روز تاخیر بالاخره شروع کردم . دوستی که این کتاب رو بهم هدیه کرد اوایل یکروز در میون میپرسید خوندیش ؟ کی بیام کمک نصف اتاقتو دور بریزیم ؟ اون موقع بهش خندیدم ولی الان که به وسطهای کتاب رسیدم دارم دست بکار میشم . . .  خلاصه اگر به یک بهانه برای خانه تکانی نیاز دارید حتما این کتاب رو بخونید

 یادداشت 7 : بارون دیشب باعث شد برنامه کوه امروز صبح رو کنسل کنیم . . .  وقتی صبح بیدار شدم دیدم به به عجب هوای محشریه . . . از کیسه مون رفت که صبح به این قشنگی رو خونه موندیم . . .

 

+ نوشته شده در جمعه 10 آبان1387ساعت 10:56 توسط لیلی |