به آرامی آغاز به مردن ميكنی اگر سفر نكنی، اگر كتابی نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر از خودت قدردانی نكنی.
به آرامی آغاز به مردن ميكنی زماني كه خودباوري را در خودت بكشی، وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.
به آرامي آغاز به مردن ميكنی اگر بردهی عادات خود شوی، اگر هميشه از يك راه تكراری بروی اگر روزمرّگی را تغيير ندهی اگر رنگهای متفاوت به تن نكنی، يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی
تو به آرامی آغاز به مردن ميكنی اگر از شور و حرارت، از احساسات سركش، و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامیدارند، و ضربان قلبت را تندتر ميكنند، دوری كنی تو به آرامی آغاز به مردن ميكنی اگر هنگامی كه با شغلت، يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی، اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی، اگر ورای روياها نروی، اگر به خودت اجازه ندهی كه حداقل يك بار در تمام زندگيات ورای مصلحتانديشی بروی . . . - امروز زندگی را آغاز كن! امروز مخاطره كن! امروز كاری كن! نگذار كه به آرامی بميری! شادی را فراموش نكن
پابلو نرودا
پی نوشت 1 : در مورد پست قبلی باید بگم یونگ یک روانشناس و شاگرد فروید بوده . اون کلاس هم در واقع مرتبط با روانشناسی تحلیلی یونگ بود . (هست!)(اطلاعات بیشتر رو از اینجا میتونید بخونید)
پی نوشت 2 :اسم کتاب پست قبلی هم "طراحی نظم به شیوه فنگ شویی" هست . . . اگر شما هم مثل من از فنگ شویی بدتون میاد و اصولا اعتقادی بهش ندارید پیشنهاد میکنم این کتاب رو استثنا امتحان کنید ! (ترجمه گیتی خوشدل)
پی نوشت 3 : دلم میخواست الان توی اون عکس بالا بودم . . .
+
نوشته شده در یکشنبه 12 آبان1387ساعت 10:7 توسط لیلی
|